1 - فوریه - 2026
نوشتۀ : احسان  هوشمند


وضعیت بحرانی که در دی ماه امسال (۱۴۰۴)، در ده‌ها شهر کوچک و بزرگ ایران روی داد، هزینه‌های انسانی و اقتصادی درخور توجهی بر جای گذاشت. هر‌چند همچنان اطلاعات دقیق، جزئی و تفکیکی دربارۀ میزان و نوع خسارات ناشی از اعتراضات دو هفتۀ گذشته منتشر نشده است و تنها برخی خبرها که از درگاه رسانه‌های رسمی‌ از زبان برخی از مسئولان مانند شهرداران برخی مناطق منتشر شده‌، در‌بارۀ ابعاد خسارات به تأسیسات شهری ارقام بسیار سنگینی مالی را گزارش می‌کند، اما همچنان مسئولان دولتی هیچ گزارش مستندی از میزان تلفات و زخمی‌های ناشی از رویدادهای اخیر و نیز ابعاد خسارات واردشده به مراکز مختلف دولتی، عمومی و شخصی به‌ طور کلی و در سطح ملی و نیز به ‌صورت تفکیکی بر‌اساس وقوع حوادث در بیش از صد شهر کشور را به اطلاع عموم شهروندان نرسانده‌اند. در نتیجه، در فقدان اطلاعات دقیق در‌بارۀ چرایی و چگونگی و ابعاد خشونت‌های روی‌داده، به ‌درستی نمی‌توان به تحلیل و ارزیابی حوادث اخیر پرداخت. شهروندان ایرانی محروم از اطلاعات و داده‌های متقن، میدانی و مستند نیز که ‌در جست ‌و جوی کسب اخبار دقیق و قابل اعتماد در‌خصوص ابعاد رویدادهای اخیر هستند، از سویی با مراکز خبری و رسانه‌ای رسمی مواجه هستند که از زبان برخی از مسئولان ابعادی از خسارات رویدادهای اخیر را منتشر کرده و به‌ اصطلاح به‌ صورت قطره‌چکانی به ارائۀ اطلاعات پرداخته‌اند و از دیگرسو، رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور نیز گزارش‌هایی از میزان تلفات منتشر کرده‌اند و همچنان تأیید‌ یا رد این گزارش‌های گاه متناقض، به دلیل عدم دسترسی به داده‌ها و اطلاعات متقن و مستند، برای عموم شهروندان میسر نیست و جامعۀ ایران در عطش یافتن پاسخ پرسش‌ها و نگرانی‌ها و ابهاماتی است که بر اثر رویدادهای جاری شکل گرفته است.

رویدادهای جاری شوک بزرگی به جامعۀ وارد کرد. در میان انبوهی از نگرانی‌ها و ابهام‌های جاری، برخی‌ مسئولان کشوری‌ از جامعه‌شناسان و دانشگاهیان کشور درخواست کرده‌اند در‌بارۀ حوادث روی‌داده در دو هفتۀ گذشته نظرات و دیدگاه‌های خود را بیان کنند.

۱.در ‌حالی‌که همچنان مسئولان دولتی از ارائۀ اطلاعات و داده‌های مرتبط با ابعاد رویدادهای اخیر طفره رفته و حتی در برخی واکنش‌ها به اخبار دیگر رسانه‌ها نیز تنها به تکذیب بسنده کرده و هیچ داده جدیدی را منتشر نکرده‌اند – به‌عنوان نمونه در‌بارۀ اعلام آمار تلفات ناشی از حوادث اخیر توسط شبکه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور، برخی مسئولان تنها به تکذیب این آمار پرداخته‌اند، اما از ارائۀ آمار رسمی در‌بارۀ تعداد تلفات ثبت‌شده در پزشکی قانونی نیز خبری منتشر نشد – در این شرایط انتظار ارائۀ تحلیل و ارزیابی از دانشگاهیان یا محققان و پژوهشگران واقع‌بینانه نیست. به راستی، در زمانی که جامعه‌شناسان، روزنامه‌نگاران و دیگر کارشناسان کشور به آمار، اطلاعات و ابعاد حوادث جاری دسترسی ندارند، چگونه می‌توانند با کمترین اطلاعات، در‌بارۀ آنچه واقعا در گوشه و کنار کشور روی داده است، به ارائۀ نظرات و ارزیابی‌ها و تحلیل‌‌های کاربردی بپردازند یا به کُنه موضوع وارد شوند؟

۲.در این شرایط که گزارش‌های دقیق و بی‌طرفانه‌ای در‌خصوص ابعاد و چرایی بروز رویدادهای اخیر منتشر نشده و پژوهشگران نیز امکان مطالعۀ میدانی دقیق و بدون محدودیت را ندارند، حتی امکانی برای انتشار دیده‌ها و شنیده‌ها و تجربه‌های شخصی از رویدادهای اخیر هم وجود ندارد‌. به هرحال پژوهشگران به‌ عنوان بخشی از ملت ایران و شاهدان عینی رویدادها، خود ممکن است از نزدیک شاهد برخی رویدادها بوده باشند‌ یا مشاهدات و تجاربی از نزدیکان و افراد مورد اعتماد خود دریافت کرده‌اند. برای انتشار این تجارب نیز امکان چندانی وجود ندارد و در نتیجه، این تجارب هم به اشتراک گذاشته نشده است. در این شرایط، آیا واقع‌بینانه است  که از پژوهشگران کشور انتظار داشت که بتوانند روایت خود را دربارۀ رویدادهای اخیر بیان کنند؛ در‌حالی‌ که با فقدان اطلاعات و داده‌های لازم دست‌ به ‌گریبان هستند و هیچ امکانی برای مطالعۀ میدانی یا حتی مطالعۀ اسنادی و مبتنی بر اسناد موجود درخصوص رویدادهای اخیر نیز وجود ندارد؟‌ همزمان بخشی از دولت از پژوهشگران و جامعه‌شناسان و دیگران انتظار ارائۀ تحلیل و بررسی‌های عمیق را دارد ! آیا این درخواست چشم‌بستن بر واقعیت‌های موجود نیست؟ آیا با دست خالی می‌توان به مصاف درک و تحلیل شرایط موجود رفت؟

۳.با همۀ این محدودیت‌ها و فقدان اطلاعات و موانع پیش‌رو فرض شود که عده‌ای بپذیرند به طرف دولتی مشورت ارائه کنند و بر پایۀ اطلاعات پیشینی و ارزیابی‌های پیشین خود دولت را از نقطه نظرات خود آگاه سازند. این اطلاعات و ارزیابی‌ها و پیشنهادات احتمالی، دقیقا قرار است چه مسئله‌ای را حل‌ و فصل کند؟ مگر همین دسته از جامعه‌شناسان و پژوهشگران و تحلیلگران و روزنامه‌نگاران و دیگران پیش از این و در رویدادهای مشابه سال ۱۴۰۱ یا در سال‌های اخیر به اندازۀ کافی به دولت هشدار نداده بودند؟ مگر تاکنون این هشدارها و اندرزهای مشفقانه مورد توجه قرار گرفته است؟ آیا زمان تجدید نظر در برخی رویکردها فرا نرسیده است؟

نظر شما