نوشتۀ : احسان هوشمند
حدود سه هفته از رویدادهای غمانگیز دیماه 1404 میگذرد. این رویدادها بیش از ۴۰۰ شهر و قصبه را درگیر خود کرد و چندهزار نفر کشته و زخمی برجای گذاشت. با گذشت سه هفته از این رویدادها، هنوز هیچ گزارش دقیق، مشخص و مستندی از ابعاد این رویداد هولناک به صورت کلی و کشوری و نیز به طور استانی و شهرستانی منتشر نشده است. وقوع چنین رویداد پرتلفات و پرهزینهای، افزون بر ابعاد انسانی سنگین خود که به کشتهشدن چندهزار نفر و داغدارشدن گروه درخور توجهی از هموطنان و خانوادههای ایرانی در جای جای کشور منجر شده است، پیامدهای سیاسی، اجتماعی، امنیتی و بینالمللی گستردهای در پی داشته و خواهد داشت. شواهد موجود نشان میدهد، بخش بزرگی از قربانیان این حوادث را جوانان زیر ۳۰ سال تشکیل میدهند و جوانان و نوجوانان زیر ۱۸ سال نیز آمار شایان توجهی از تلفات و زخمیهای این رویدادها را به خود اختصاص دادهاند.
۱. اگرچه آمار تلفات رویدادهای اخیر درخور توجه و بیسابقه است، اما بنا بر شواهد در دسترس، میزان تلفات انسانی در نقاط مختلف کشور لزوما یکدست نیست. در برخی نقاط تلفات انسانی قابل توجهی روی داده و در برخی نقاط و شهرستانها تلفات کمتر بوده است. آیا این امر نشانهای از برخورد سلیقهای با موضوع اعتراضات در مناطق مختلف کشور است؟ یا اینکه حجم خشونت تابعی از عوامل دیگر بوده است؟ چرا در برخی شهرستانها تلفات بسیار زیاد و در برخی نقاط به نسبت کمتر است؟ نقش دولت و دیگر نهادها در رویدادهای اخیر به چه صورت بوده است؟
۲.گزارشهای رسانهای فراوانی دربارۀ ابعاد خشونتهای رویداده منتشر شده است. تا این لحظه دربارۀ این موضوع کمتر پاسخ مستند و مستدلی ارائه شده است. فاجعه ای پرتلفات و بیسابقه در کشور روی داده و در سکوت داخلی در قبال ابعاد موضوع، رسانههای بیرون از ایران دربارۀ ابعاد و ویژگیهای خشونتهای رویداده، تصاویر و فیلمهای فراوانی منتشر کردهاند. در این گزارشهای تکاندهنده، موضوعاتی مطرح شده که روشنگری دربارۀ آنها بسیار ضروری است.
۳. بر اثر رویدادهای اخیر، هزاران خانواده ایرانی داغدار شدهاند. در چنین شرایطی وظیفۀ رسانههای داخلی برای همدردی با خانوادههای عزادار و آگاهیبخشی ملی چیست؟ آیا صداوسیمای کشور یا رسانههای دولتی و سایر رسانههای کشور نباید به این مهم ورود پیدا کنند و با ارائۀ گزارش مستند و همدلانه با خانوادههای عزادار، مرهمی بر دردهای بزرگ و رنجهای فروخفتۀ این هموطنان باشند؟ آیا سکوت دربارۀه مراسم عزاداری و ختم این داغداران قابل دفاع است؟ این سکوت به تعمیق زخمها و دردها و خشم منجر نمیشود؟
۴. در صدها شهر کشور اعتراضات خیابانی روی داده و حتی در برخی نقاط نخستین اعتراض خیابانی در تاریخ معاصر این مناطق بود که البته در کمتر از سه روز با حجم گسترده تلفات روبهرو شد. بررسی ابعاد رویدادی موضوع یعنی اتفاقات میدانی و خیابانی بسیار مهم است.
۵. حضور گستردۀ جوانان و نیز بروز خشونت در برخی مناطق که ساختار سنتی دارند، بروز اعتراضهای خیابانی در شهرهایی همچون مشهد یا آنطورکه یکی از مسئولان کشوری گفته که در بیش از صد نقطۀ تهران اعتراضات خیابانی ثبت شده است، دقیقا چه معنایی دارد؟ آیا بر این پدیده تأملی صورت گرفته است؟ از مسئولان کشور کسی یا کسانی نقشی برای خود در این حوادث قائل هستند؟ آیا کسی حاضر به پذیرش مسئولیت است یا اینکه فاجعه ای به این بزرگی با سکوت پشت سر گذارده میشود؟ کسی هست که پاسخ دهد، چرا اعترضات دیماه به اینجا رسید – آنهم با چنین تلفات و هزینههایی؟
در دورۀ پس از جنگ، به ویژه در سه دهۀ اخیر، بخش بزرگی از ملت ایران تلاش کرد با امید به اصلاحات و راه حلهای قانونی، با پرهیز از خشونت و تندروی، راهی برای عبور از مصائب و مشکلات کشور بیابد؛ دریغ که بر اثر مقاومت و سنگاندازی گروهی، این مسیر پرسنگلاخ به نتیجه نرسید. با این حال، در این روزها ملت ایران در حالی که با خطر تهاجم خارجی روبهرو است و تصوری از فردای پس از بروز جنگ احتمالی ندارد، همزمان داغدار هزاران نفری است که در رویدادهای اخیر کشته شدهاند و نگران هزاران نفر دیگری است که زخمی یا بازداشت شدهاند. در چنین شرایطی سخنگفتن با ملت ایران چندان ساده نیست. در این شرایط دشوار به جز آرزوی شکیبایی و صبوری و مهربانی با یکدیگر و پناه بردن به عقل و تدبیر متین بر منافع ملی چیزی برای گفتن باقی نمانده است.
برگرفته از : روزنامۀ شرق، ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ (با ویرایش)

نظر شما