19 - جولای - 2026
نوشتۀ : مرتضی کاردر *


روزنامۀ اطلاعات سال‌ها است که دیگر روزنامۀ مهمی به شمار نمی‌رود، نه برای خوانندگان،  نه برای روزنامه‌نگاران،  نه برای نخبگان، نه برای حاکمیت، نه در عرصهٔ بین‌المللی؛ فقط هر روز منتشر می‌شود و عددی به شمارهٔ خود اضافه می‌کند .

تلخی حقیقت را بپذیریم و افسوس و حسرت عدم انتشار ویژه‌نامه‌های صدسالگی را کنار بگذاریم. صدسالگی چه روزنامه‌ای؟

روزنامه‌ای که نه اکنون که دکه‌ها دیگر کارکرد و معنای خود را از دست داده‌اند، بلکه سال‌های سال است به حداقل شمارگان بسنده کرده است؟

صد سالگی موسسه‌ای که هنوز بلبل خرما و سینه‌سرخ و دم‌جنبانک را به جلد مجلۀ اطلاعات هفتگی می‌آورد و انتظار دارد خریداری برای آن پیدا شود؟

جشن گرفتن برای موسسه‌ای که بی‌آنکه آب از آب تکان بخورد، مجله های دنیای ورزش و جوانان امروز را پس از دهه‌ها انتشار تعطیل کرد و رفت؟ 

صدسالگی روزنامهٔ اطلاعات به جای اینکه بهانه‌ای برای خاطره‌بازی باشد باید محملی برای آسیب‌شناسی روزنامه‌نگاری در ایران معاصر باشد. صدسالگی روزنامۀ اطلاعات مجال طرح پرسش‌های بسیاری را فراهم می‌کند از جمله اینکه چگونه یک بنگاه بزرگ مطبوعاتی می‌تواند به چنین وضع غم‌انگیزی دچار شود؟

روزنامۀ اطلاعات نماد برخورداری از حمایت حاکمیت و  امتیازهای فراوان برای برتری بر رقیبان و ناکارآمدی در استفاده از آنها است، به نوعی اکنون همهٔ مزیت‌های او دارند علیه خودش عمل می‌کنند .

بالگرد می‌تواند بر سقف ساختمان بلند روزنامۀ اطلاعات بنشیند اما در کدام حادثهٔ خبری،  کدام عکاس یا خبرنگار از روزنامهٔ اطلاعات خواست خود را برای رساندن کدام عکس یا خبر، از کدام منطقهٔ حادثه‌خیز سوار بر بالگرد خود را به تهران برساند که آنجا فرود بیاید . 

روزنامۀ اطلاعات روزنامه‌ای است که چاپخانه دارد اما یکی دو دهه در تنظیم رنگ صفحهٔ اول در چاپ عاجز نشان می‌داد و اکنون دو سه سال است که رنگ و روی صفحهٔ اول کمی بهتر شده است، هرچند هنوز هم گاه به تنظیمات کارخانه بازمی‌گردد .

موسسۀ اطلاعات موسسهٔ بزرگی است که در برخورداری از ساختمان و سخت‌افزار، از بنگاه‌های بزرگ مطبوعاتی جهان کم ندارد اما در عمل خیلی وقت‌ها در حد یک روزنامهٔ محلی هم تأثیرگذار نبوده است .

حقیقت این است که روزنامۀ اطلاعات به لطف مزایده‌ها و مناقصه‌های دولتی منتشر می‌شود و بعد هم از سر تعارف و رودربایستی که سه روزنامۀ اطلاعات و کیهان و جمهوری‌اسلامی همچنان باشند و منتشر شوند .

روزنامه‌های اطلاعات و کیهان در روزگار روزنامه‌نگاری غیررقابتی دهه های شصت و هفتاد، خوانندگان اندک و بسیار داشتند و در سال‌های پس از جنگ ابتدا به روزنامهٔ سلام باختند و بعد در ابتدای دههٔ هفتاد خیلی سخت به روزنامۀ همشهری باختند و بعد که روزنامه‌های دوم خرداد آمدند، همه با هم، به روزنامه‌های دوم خرداد باختند و به احتضار افتادند و بعد، خوشبختانه یا متأسفانه، زیست رو به احتضار خود را تا امروز ادامه داده‌اند.  تنها اتفاق سال‌های اخیر روزنامهٔ اطلاعات تغییر یونیفرم روزنامه بود که پس از مدیریت کوتاه سیدعباس صالحی اتفاق افتاد . 

روزنامهٔ اطلاعات صدسالگی خود را جشن نمی‌گیرد؛ چون خودش بهتر از دیگران می‌داند چیزی برای جشن گرفتن ندارد. این روزنامه ساختمانی بزرگ دارد و بحران آب و برق و گاز و تلفن و هزینه‌های روزمرهٔ نگهداری ساختمان و پرداخت حقوق ماهانهٔ پرسنل خود را دارد و روزنامه‌ای که شمارگان اندکی دارد و آگهی‌های دولتی مختصری که حتی تکافوی حقوق نگهبانان ساختمان بزرگ روزنامۀ اطلاعات را نمی‌کند و بودجه‌ای که هرگز از عهدهٔ همهٔ این هزینه‌ها برنیامده است . 

از صف‌های چندصد نفرهٔ صبحگاهی خوانندگان برای خرید مجلۀ دنیای ورزش چهار دهه گذشته است؛ از دورهٔ طلایی مجلهٔ ادبستان بیشتر از سی سال و  دورهٔ طلایی مجلۀ اطلاعات سیاسی اقتصادی بیشتر از بیست سال. آخرین مجلهٔ خواندنی موسسهٔ اطلاعات مجله‌ای بود به نام اطلاعات حکمت و معرفت که آخرین شماره‌اش را کمتر کسی به یاد می‌آورد. روزنامۀ اطلاعات سال‌هاست ضمیمه‌ای خواندنی ندارد و اگر داشته باشد هم روزنامه‌اش هم آن‌قدر نخواندنی است که کسی رغبت نمی‌کند آن را محض تورق از دکه بردارد . 

بیایید از روزنامه‌نگاران بپرسید، آخرین‌ بار کی روزنامهٔ اطلاعات را از دکه خریده‌اند؟ آخرین بار کی صفحۀ اول روزنامۀ اطلاعات توجهشان را جلب کرده است؟ در بیست سال گذشته ، کدام تیتر از روزنامهٔ اطلاعات در خاطرشان مانده است؟  اگر تعداد کسانی که به یکی از این پرسش‌ها پاسخ دادند به صد نفر رسید، آن‌وقت می‌توان صدسالگی این روزنامه را در کنار جلال رفیع و محمدجواد حجتی کرمانی و… در سالن بزرگ موسسهٔ اطلاعات جشن گرفت .

نظر شما