۴ - مرداد - ۱۳۹۶
نوشته ی : عقاب علی احمدی


Artsakh-Dispute-cover

مساله ی آرتساخ ( قراباغ )

نوشته ی : شاهن هوسپیان – ایساک یونانسیان –

کارن خانلری – آنوشیک ملکی – روبن قالیچیان

به کوشش : ایساک یونانسیان

چاپ اول : ۱۳۹۶

۴۰۰ صفحه – ۳۶۰۰۰ تومان

ناشر : انتشارات هزار کرمان – تلفن : ۶۶۹۲۳۹۴۶ و ۰۹۱۲۷۳۳۴۲۶۶ 

نشانی پایگاه (سایت ) هزارکرمان برای خرید اینترنتی :

 www.hazarekerman.ir

آنچنان که نگاشته های تاریخنگاران و جغرافیدانان ایرانی و ارمنی و دیگر کشورهای جهان گواهی می دهند ، پهنه ای که امروزه « آرتساخ » (قراباغ) نامیده می شود ، در دوران باستان بخشی از ارمنستان باستان بود . در دوره ی فرمانروایی شاهنشاهان هخامنشی ، و با پیوند و همبستگی ملت های منطقه ی ایران ، این پهنه بخشی از یک ساتراپ هخامنشی شد . پیوندهای ژرف فرهنگی و سیاسی و اقتصادی ارمنستان با ایران در دوران شاهنشاهی های اشکانی و ساسانی نیز ادامه یافت و ژرف تر شد .

نقشه ی پهنه ی ارمنستان باستان

نقشه ی پهنه ی  ارمنستان  باستان

پس از یورش عرب ها ، برای مدتی ، چند حاکم عرب از سوی خلیفه های اسلامی بر این کشور حکم راندند . یورش ترک تباران از شرق آسیا که در چند نوبت روی داد ، بارها ، پهنه ی ارمنستان را صحنه ی نبردهای خونینی کرد که در آنها ، صد ها هزار ارمنی کشته و آواره شدند . با این همه زندگی ملت ها در قفقاز جدا از هم نبود و آتشکده و کنیسه و کلیسا و مسجد هریک پیروان خود را داشتند . با تاسیس دولت عثمانی که با اشغال لیدیه ی باستان به دست نورسیدگان ترک تبار آسیای میانه انجام شد ، دورانی دردناک در تاریخ ملت های منطقه ی ایران در شرق و ملت های اروپایی در غرب آغاز شد . توسعه طلبی و تجاوزگری دولت عثمانی که به ملت های همسایه ی دور و نزدیک آن آسیب های فراوان رسانید ، بارها ، ارمنیان ساکن در لیدیه و کشورهای همسایه را خوراک نسل کشی های خود کرد . این شیوه در دوره های بعد ، به وارثان عثمانی ها در ترکیه ی امروزی و اران به ارث رسید : اگر دولت عثمانی به هر بهانه ، کشتارهای دهشتناک از ارمنیان ، یهودیان ، ایرانی نژادان آذری و کرد ها ، یهودی ها و آسوری های پهنه ی عثمانی به راه انداخت ، نسل کشی از ملت های دیگر در اندازه های کوچک تر در جمهوری اران نیز، که پایه گذاران آن خود را فرزند معنوی عثمانی ها می دانند ، روی دادند .

به قدرت رسیدن بلشویک ها در روسیه و گسترده شدن قلمرو آنها تا اندازه ی مرزهای کشوری به نام « اتحاد جماهیر شوروی » ، که با معامله های ضدایرانی و ضدارمنی زمامداران اتحاد شوروی با ترک تباران ترکیه و تاتارهای قفقازی همراه شد ، برای بیش از هفت دهه ، نقطه ی پایانی بر کشتارهای گهگاهی ارمنیان و ایرانی نژادان در پهنه ی قفقاز نهاد . این البته قربانیان ایرانی وارمنی سرکوب های استالینی را در بر نمی گیرد.

هنگامی که با اعلام استقلال جمهوری های اتحاد جماهیر شوروی (سابق ) ، بر اساس حقی که قانون اساسی اتحاد جماهیر شوروی به منطقه های خودمختار داده بود ، منطقه ی خودمختار آرتساخ ( قراباغ ) با برگزاری همه پرسی از جمهوری اران ( خودخوانده ی آذربایجان ) جدا شد . از آنجا که دولت اران نتیجه ی همه پرسی را نپذیرفت ، از اوایل نوامبر ۱۹۹۱ با قطع کردن خطوط تلفن و تلگراف ، محاصره ی آرتساخ را که از ماه سپتامبر همان سال با قطع ارتباط خط های راه آهن و جاده ارتباط آن با جهان خارج و ارمنستان قطع شده بود ، ادامه داد و پس از آن ، با یورش نظامی نیروهای اران به خاک آرتساخ جنگی میان دولت اران و دولت آرتساخ (قراباغ) آغاز شد که به زودی ، به یکی از نقطه های بحران در منطقه ی قفقاز تبدیل شد . [ ۱ ]

 نکته ای که باید یادآوری کرد این است که در پدیدارشدن این بحران ، جدا از نقش درگیری های قدیمی تاتارها و ارمنی ها در قفقاز ، زمینه ای نقش داشت که با آغاز دوران پرسترویکا (اصلاحات اقتصادی )  و گلاسنوست ( فضای باز سیاسی ) بر پهنه ی جمهوری های عضو اتحاد جماهیر شوروی (سابق) و با آغاز درگیری های قومی  فراهم شده بود : بحران آرتساخ (قراباغ) نیز همچون  جنگ اول چچن و جنگ داخلی در تاجیکستان از پیامدهای  به کاربستن سیاست هایی بود که با بی پروایی در یک «جامعه ی بسته » در پیش گرفته شده بودند و در ادامه ، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی (سابق) را سبب شدند . در واقع پیش از آغاز جنگ در آرتساخ ، دولت اران دست به کار سرکوب و کشتار ارمنیان ساکن جمهوری اران شده بود ؛ کشتار برنامه ریزی شده ی ارمنیان در سومگائیت (۲۶ فوریه ۱۹۸۸ ) ، در شوشی (مه ۱۹۸۸) ، و در شهرهای باکو ، گنجه (کیروف آباد) ، شماخی ، شمخور ، مینگه چائور و نخجوان (دسامبر ۱۹۸۸) و در باکو (ژانویه ی ۱۹۹۰) و سندهای برجای مانده از شیوه ی سرکوب و کشتار ارمنیان در این رویدادها ، نشانه هایی انکارناپذیر از سیاست های ضدارمنی دولت اران ( جمهوری خودخوانده ی آذربایجان ) ارزیابی می شود که در پدیدارشدن بحران در بخشی دیگر از پهنه ی اران که « جمهوری خودمختار آرتساخ (قراباغ) » نامیده می شد ، نقش کلیدی و اساسی داشت .

ایساک یونانسیان ، پژوهشگر ارمنی که پیش از این کتاب « نسل کشی ارمنیان » از او منتشر شده است ، در کتاب « مساله ی آرتساخ » به روشنگری در سه موضوع عمده پرداخته است و آن را با آثار پژوهشگران ارمنی سامان داده است . این سه موضوع اینها هستند :

  1. آرتساخ ( قراباغ ) کجاست ؟
  2. بحران آرتساخ چگونه پدیدار شد ؟
  3. نقش دستگاه تبلیغاتی جمهوری اران ( جمهوری خودخوانده ی آذربایجان ) در وارونه جلوه دادن رویدادهای دردناک و کشتار غیرنظامیان و جعل تاریخ برای آرتساخ و انکار نقش و حقوق تاریخی ایرانیان و ارمنیان در قفقاز تا چه اندازه بوده است .

در دوازده گفتار این کتاب که همگی از پژوهش های قابل تامل و همراه با سندها و نقشه های تاریخی و مدرک های تاریخی معتبر هستند ، خواننده با تاریخ ارمنستان و آرتساخ و قفقاز و پیوندهای مادی و معنوی این منطقه ها با ایران و میراث فرهنگی ایرانیان و ارمنیان در این منطقه ها آشنا می شود ؛ گزارش های تاریخنگاران ایرانی و اسلامی و روس و یونانی و عثمانی در باره ی قفقاز و ملت های آن می خواند ؛ از تاریخ خونبار نسل کشی هایی که از ارمنیان در دوره های گوناگون در این منطقه روی داده است ، آگاه می شود ، و با مفهومی به نام « بحران آرتساخ(قراباغ) » و سیاست ایران در برقراری آتش بس در آرتساخ و بسته شدن پیمان صلح میان آرتساخ و دولت اران آشنا می شود .

مجموعه ای از نقشه های تاریخی که بسیاری از آنها به شیوه ی چهاررنگ چاپ شده است  و فهرست آنها در آغاز کتاب آمده است ، همچنین عکس ها و بریده ها و گزارش هایی از کتاب ها و روزنامه های کمیاب چاپ عثمانی و اران و ترکیه ی امروز در باره ی رویدادهای تاریخی مورد بحث، چشم اندازهای بیشتر و گسترده تری از موضوع گفتارهای کتاب را در برابر چشمان خواننده می گشاید .

پی نوشت ها :

۱.هوسپیان ، شاهن ؛ یونانسیان ، ایساک ؛ خانلری ، کارن ؛ ملکی ، آنوشیک ؛ قالیچیان ، روبن . مساله ی آرتساخ ( قراباغ ) . به کوشش: ایساک یونانسیان . تهران ، انتشارات هزارکرمان ، ۱۳۹۶ ، ص ۲۵۱ – ۲۵۲ .

نظر شما