۲۶ - فروردین - ۱۳۹۲
مسعود صفاریان


 

 

اشاره : وکیل محترمی ضمن مشاوره ، از « سیستم » نداشتن نظارت بر ساخت و ساز محلی که دو موکل معلولش  در آن به خاطر جمع شدن گاز کربن خفه شده بودند ، صحبت می کرد . من که از قبل به نظم می اندیشیدم ، مطلب حاضر را برای ایشان نوشتم .

 

ا  مپریالیسم، دولت ها و کشورها ( واحدهای مستقل سیاسی)  و مردم ، در سراسر جهان درعین اتحاد و اتفاق و اختلاف و تضاد و تخاصم سه چهره ی مشخص  دارند :

    امپریالیسم همه چیز را می خواهد و از همه سو در تمام جهات و جوانب نظامی، سیاسی، اقتصادی، احتماعی و فرهنگی و… می تازد؛

    دولت ها می خواهند بمانند و بیشتر بمانند و در کشورهایشان  فعال مایشاء باشند،

    و مردم همانطور که صبحانه و ناهار و شام و کفش و لباس و آموزش و شغل و درآمد مالی می خواهند، خواهان زندگی آزادانه قانونی ، وطن مستقل و سرافراز و پیشرفته و فردای بهتر نیز هستند… و اینها ، همه  ، برای  مردم با  آموزه های علم و انبیاء و شرع  انور میم از معنویت است .

    تحلیل و تئوری و نظر برای توضیح اوضاع آنقدر سخت نیست که عمل به آن . عمل بر بنیاد تحلیل و نظر ، هر چقدر محدود و مشخص ، آنقدر دشوار است که دائم به تغییر تئوری های به عمل درنیامده می پردازیم … و جامعه هرگز نمی ایستد تا ما نظر و روش عملی مان را به وجه مورد رضایت خودمان برای جامعه تنظیم کنیم  و بعد ، دستور حرکت جامعه را مطابق آن نظر و روش صادر کنیم.

    از راه دور جوامع و جهان را بررسی می کنیم و در برابر آن مشی عملی اتخاذ می کنیم ؛ ولی در درون و اطراف جامعه ی خودمان  غافلیم  که به عنوان واحد سیاسی مستقل ، درگیر همان معایب و نابسامانی های غیرخردمندانه و ظالمانه ای  هستیم که باید با آنها بستیزیم و به ظاهر هم می خواهیم با آنها بستیزیم ، اما خودمان را مبرا از آنها تلقی می کنیم .

   اشخاص و باند های متعهد به اشخاص و افراد  ، یعنی باند های متعدد بدون آیین نامه و اساسنامه و غیر پای بند به الزامات و ضروریات علمی ، اخلاقی ، قانونی ، و شرعی – اما به ظاهر متصف و مزّین به همه ی اینها با القاب وعناوین – و… رتق و فتق امور را به عهده دارند.

    همه ی لحظه ها و روزها و ساعت های عمر یک موجود ، انسان و از آن مهمتر ، یک  « ملت » حساس است، ولی پیوسته به این لحظه ی حساس و آن اوضاع خاص اشاره  می شود و گاه به گاه  ، در همین مقاطع « خاص » و « حساس » ، اعضاء و افراد « باند » برخوردار از عادت های چسبیده به میز و حقوق و مزایای نه چندان حاصل از دسترنج و علم و اکتساب ، برنامه های مفصل ، جامع و چندین ساله و چند ده ساله هم تهیه می کنند و اغلب به طور کامل آگاه اند که غمی برای اجرای آنها نخواهد بود ؛  زیرا که باز هم از حقوق و مزایا و نعمات میز و عنوان و مقام بهره مند خواهند بود و با سرافرازی ، این برنامه های قانونی و غیرقانونی و شرعی و غیرشرعی را عوض خواهند کرد .  

    همزمان با پروژه های قوم سازی و کشورسازی ،  صداهایی هم از خارج  می آید و برای « ایران براندازی » به امپریالیسم پیشنهاد حمله به ایران می دهند و بعضی که  خودشان را صلح دوست و یا ایرانی جا می زنند  ، از تحریم هایی که فلج کننده باشد دفاع می کنند و می گویند که ما نمی توانیم ببینیم که به وطنمان حمله شود  ؛ ولی خوبست که مردم آنقدر ناراحت بشوند که بفهمند ما چقدر خوبیم و ما را به ایران فرا بخوانند و خودشان ما را رئیس جمهور یا  - اگر  بخواهند – شاه  کنند!

    اما روشنفکران و نیروهای تحصیل کرده و میلیون ها  نفر دانشجو و فارغ التحصیل شاغل و بی کار و کارگران و کشاورزان ، چه خوب که در دنیای کنونی ، با توجه به منافع ملی و حفظ استقلال و تمامیت سرزمینی ایران به جای ترک وطن و آوارگی در کشورهای اروپایی و آمریکایی و یا انزوا و درون گرایی و منفی بافی های پایان ناپذیر و مملو از احساس نارضایتی  ، در واقعیت کنونی ایران و جهان دقیق باشند و با ضرورت مطرح شدن خواسته های هم میهنان خود ، مشی وحدت آفرین -  و در عین انتقاد آزاد – در میان خود و دیگران را پیش بگیرند و با استفاده از ذخایر علمی و مطالعاتی  ، به بررسی روندها و جریان های اجتماعی بپردازند و به ارائه ی توصیه ها و ارائه طرح های بکر و اجرا شدنی خود اقدام کنند .

   مشخصات و اشکال و موقعیت های تاریخی و اصطلاحات مربوط به آنها دقیق تر و جدی تر از آن است که با بعضی نامگذاری ها و یا جمله بندی ها و عبارت پردازی های به ظاهر نوآورانه زیرو رو بشوند.

    سرمایه داری ، سرمایه داری است و در ایران امروز در قالب  فعالیت های بانکداری و صادرات و واردات کالا ، واسطگی سازمان یافته و غیرسازمان یافته و فعالیت های تجاری و صنعتی ،  سود و فوق سود خود را به هر طریق کسب می کند . و چنین نیست که در مقایسه با انضباط سرمایه داری های بزرگتر و شرکت های چندملیتی و سازمان یافتگی مناسبات روزمره ی دیگر کشورها مدعی بشویم که در ایران هنوز به سرمایه داری نرسیده ایم … بلکه  در ایران سرمایه داری دولتی و غیردولتی ، در شکل اصولی و به اصطلاح « سالم » نیز از همان قوانین و قواعدی پیروی می کنند که در هر جای دیگر دنیا . اگرچه  این سرمایه داری ها به اندازه ی  سرمایه داری دیگر  سرزمین ها ، سودمند و خدمت رسان نیستند ، ولی تصاحب کننده ی منابع و ثروت های ملی ما هستند ( در میدان های سیاسی گهگاه  رقابت ها و تقابلی با دولتی ها دارند) اما رانت خواری، اجاره داری، زمین بازی ، وام خواری و بهره خواری و دیگر شیوه های غارتگری و بیکارگی و … به هیچ وجه تعطیل نشده اند ، بلکه روش ها و میدان عمل گسترده و پیدا و پنهانی دارند .

     کسانی ممکن است سانتیمانتالیسم یا لمپنیسم و… را به صورت یک مکتب و مشی بررسی کنند و آنها را ریشه ی رفتارها و کردارهای وی‍ژه و حتی عمومی بدانند  -  که در جای خود مسموع است  -  اما توضیح واقعیت سیاسی  ، اجتماعی ، تاریخی ، اقتصادی ، توضیح همان واقعیت  است و نه توضیح اصطلاحات .

    برخلاف آنکه « نخبگی   و دانش بنیانی »، دور هم جمع شدن و جایزه  گرفتن و وام گرفتن رواج یافته است ، در اساس ، هر « فعالیت »  و به ویژه فعالیت اقتصادی  - اگر قرار باشد که سازنده باشد – البته که  باید « دانش بنیان » باشد . ولی این نکته را باید دانست که دانش تنها دانش محاسبات نانومتریک ، روباتیک یا تمرکز بر شبیه سازی و … نیست . متأسفانه نگاه برنامه ریزان اجتماعی  امروز فاقد سمت و سوی جامعه شناسی فقر و بیکاری  است و نبود مهارت و دانش و سرمایه است  .

   نگاه به فعالیت های حیات اجتماعی  اگر به جوامع امروزی  و دولت و حکومت و « سیاست مستقل پیشرو » رسیده است ، معنایش اینست که دولت ها و حکومت ها باید مشکل عمومی را در دستور راه حل های متفکرانه و دانش پژوهانه قرار بدهند.

  نگاه زیر نور فلوئورسنت  برنامه ی  چندانی نمی خواهد ؛ ولی نگاه نور شمع  به  اراده و تیزبینی نیاز دارد  که ناشی از مسئولیت پذیری  و دانش  واقعی  حکومت ها است .  دانشی که مقابله  با فقر و بیکاری را مد نظر قرار  نمی دهد ،  از خطر سوراخ های  کف کشتی  غافل  است  که با پاروهای  خوش دست  گرفته نمی شود… و  فعالیت اقتصادی دانش بنیان  غیر از شعارهای تکراری ضد تورم و  به نفع افزایش تولید و درس  پس دادن  در نامه نگاری اقتصاددانان است .

   و  آنچه قیمت سکه و ارز را تغییر می دهد ، فعالیت اقتصادی است و فرمول های اقتصادی نشان می دهند که چه نحوه  فعالیت  اقتصادی  چه تغییری  ایجاد می کند … تولید و توزیع و مصرف … فرآیندهایی منضم به یکدیگر هستند . تولید بدون تحلیل از مصرف و مصرف کننده ( جامعه … و یا موقعیت سیاسی فرهنگی آن ) ، قطعاً پراکنده و  بی برنامه و همیشه گدای حمایت است .

    نگاه  به پایین ،  و حتی پرداخت یارانه ی نقدی  ، سمت و سویش درست است ؛ ولی در این سمت و سو می شد با  کارشناسی جدی  ، برای دست کم  یک نفر از هر خانوار چهار یا پنج دهک اول ،  یک شغل دست و پا کرد و یارانه  ی بقیه ی  دهک ها را نیز به ارتقاء تکنولوژی یا افزایش امکانات بهداشتی اختصاص  داد . همچنین در کنار نظم دادن به کار دریافت مالیات از مردم ، این کار را می شد انجام داد  که دستمزد کارگران را متناسب با «بار تکفل» افزایش بدهند و با طراحی شبکه ای  کارا و دقیق  و رفت و آمد شهری ، از کاهش مصرف سوخت ، رفت و آمد آسان ، بهبود وضعیت محیط زیست  و ملایم کردن  شیب  افزایش قیمت خودرو حمایت کنند .

 

  جدیت برای تغییر دادن اوضاع با نظم کارشناسی دفاع از منافع ملی

در این موقعیت متزلزل بودن برنامه ها ، اساس و مبنایی  برای برنامه ریزی و حل مشکلات تنظیم کردن ، یک کار جدی است و برای بهبود اوضاع  ، تیم و دولتی را باید انتخاب کرد  که این جدیت  را قبول داشته باشد  . یکی از روش هایی که می تواند این جدیت را نشان بدهد ، احترام به  اعتقادات و حفظ همه ی شعائر و -  در شرایط موجود – راه حل قانونی است که  می تواند عملی باشد  .

   می شود به مفهوم  واقعی تکنولوژی توجه داشت و از آنجا به مدیریت پرداخت . اما اکنون برای فرار از طولانی شدن بحث ، نتیجه ی آن را مطرح می کنیم:

    مشکل ما مدیریت است . بعضی برآنند که مشکل صنعت ما « مدیریت» است  ؛ اما درست آن است که بگوییم مشکل ما مدیریت است در تمام شاخه ها و شعب آن . حتی دیوان سالاری ( بوروکراسی ) و روابط اداری ما  - اگر چه  ظاهر آن با سیستم های کامپیوتری و ساختمان های شیک و کارمندان حاضر و غایب  متعدد همراه است ، ولی فرسوده است و مرده ریگی است از گذشته های دور که حالا کامپیوتر و ابزار و آدم های جدید دکتر و مهندس و کارشناس هم به آن الصاق شده اند.  

   ولی بر حسب تعریف و به صورت قانونی تنظیم نشده و در گلوگاه های حساس می توان آنها را دور زد ، نه تنها در مراکز اداری و اقتصادی ، حتی در مراکز آموزشی وو بهداشتی نیز این دورزدن و غیرمنطقی بودن رایج است .

   تمام کارها یک جریان اجرایی هزینه بر و بنا بر این ، اول و دوم …  و آخر این جریان با هزینه یابی  آن ، تقویم و تعریف بشود و چه  آنجایی دولت بودجه می گیرد و یا بودجه را هزینه می کند  ؛ چه در جایی که یک مؤسسه  ی دولتی یا غیردولتی پروژه ای خدماتی یا تولیدی را به اجرا درمی آورد ، برحسب تقویم و تعریف قانونی ، باید میزان بودجه و هزینه مشخص بشود و تمام این مراتب و مراحل به طور کدگذاری شده و هر کد منوط به انجام کد قبلی قابل اجرا باشد .

  بدین ترتیب همه ی امور را باید به نظم و سازمان درآورد . این سازمان یافتگی یا نظام یافتگی تا حدود زیادی  ، سلیقه ها و غرض ها و میل های اشخاص را مهار می کند و در کنار  و در دست شخص مدیر به شرطی به اجرا درمی آید که او نیز نخواهد  - و یا اگر بخواهد ، نتواند –  مرتبه و مرحله ای را حذف  یا اضافه کند ؛ زیرا  کلید ورود به هر مرحله بر اساس کد آن مرحله ، باید اجرای دقیق و درست مرحله ی قبلی به احتساب هزینه های پولی  و مالی و مالیات و عوارض و جرایم و بخشودگی های قانونی آن باشد . و در صورت ضرورت  ، حذف و اضافه به کاری شورایی و باز هم با  کدی  مشخص موکول شود .

 

و این طرح بیش و پیش از همه باید در بانک ها به اجرا درآید و بانک مرکزی خود باید پیشگام باشد

چرا بانک ها ؟ !

 بانک ، امروز و در ایران  ، در نظم و سیستم دهی امور ، بر خلاف آنچه در بدو توجه به نظر می رسد ، بسیار دخالت دارد . عمده ی پول من و شما و دولت و شرکت ها و کارخانه ها و بازرگان ها و … در بانک است . بدین ترتیب قدرت خرید ، مدیریت پول است و کانونی ترین امر اقتصاد در بانک است  .

     بانک امروز اگرچه به ظاهر ، امانتدار و  وام دهنده  و بهره گیرنده  و وام گردان و بهره خوار است ، اما گفتنی است که فعالیت آن به هیچ وجه به این امور محدود نیست و نظام قانونی آن نیز چندان روشن نیست .

    بانک امروز در سراسر جهان ، غیر از امور مربوط به نگهداری پول و وام دهی … ، به طور جدی و با برنامه و محاسبه فعال اقتصادی است. و بانک امروز در ایران نیز به صورت فعال اقتصادی درآمده است. کثرت بانک های ایران و هر یک با شعبه های متعدد و برخورداری آنها از ابزارهای جدید و مجهزبودنشان به عابر بانک های شبانه روزی …  پدیده ای مشخص و تعیین کننده   ولی با چهره ای مبهم در اقتصاد و بنابر این داخل در امور غیراقتصادی در ایران هستند …  کافی است توجه کنیم  که هر بانک از کجا و با وابستگی به کدام نهاد و گروه و دسته ای تاسیس و راه اندازی شده است . ( ۱ ) بسیار بیشتر از آنچه نوشتیم ، می توان و باید ، در باره ی بانک ها نوشت ؛ اما این  نوشته بر آان نیست که بانک ها فعالیت اقتصادی نکنند  . در واقع  ، این ممکن نیست بلکه آنچه ممکن و درست است ، این است که همه ی فعالیت های بانکی ، و به ویژه فعالیت اقتصادی آنها ، باید  سازمان یافته بر اساس منافع ملی  و قانون مند بشود . بانک ها باید به طور کامل نظم کارشناسی  داشته باشند  و همه ی فعالیت های آنها  ، همه ی دریافت ها و پرداخت های آنها ،  نه فقط با کد رهگیری بلکه با کد پیشگیری  بر اساس  شیوه های کدینگ ( coding  )  ، مراتب و مراحل طرح ها ، هزینه ها و تقویم مالی آنها تنظیم و سیستماتیک بشوند . در واقع ، هر بانک  برای آنکه بتواند فعالیت اقتصادی بکند ، باید یک تیم قوی و پرشمار از کارشناسان برجسته ی  آن فعالیت اقتصادی را  در اختیار داشته باشد و تصمیمات این تیم قوی و مجهز کارشناسی  ، مسئولانه و تعیین کننده برای آن فعالیت خواهد بود . نه تنها برای جنبه ی مالی بلکه هم برای جنبه های اقتصادی و  هم برای کیفیت کالا و خدمات و یا زمان بندی مراحل و مراتب انجام آن فعالیت ،  تیم کارشناسی باید مسئولانه ، فعال و ناظر بر تداوم یا عدم تداوم آن فعالیت باشد ، به طوری که اتاق فکر کارشناسان هر بانک  ویژگی واقعیت آن بانک را نشان بدهد .

 

ضرورت استانداردها

امر دیگری که  به شدت  ضروری است  ، استانداردبودن و استانداردشدن همه  ی محصولات تولیدی خوراکی و غیرخوراکی صنعتی و کشاورزی و نیز همه ی  خدماتی است که هر اداره و مؤسسه ی   دولتی و غیردولتی و تعاونی انجام می دهد . چنانچه این استاندارد ها به کمک تیم های گوناگون کارشناسی به سرعت تعیین و مشخص بشوند و به صورت قانونی به اجرا درآیند ، در کنار  بانک منظم  و تعریف و تقویم  قانونی می توان امیدوار بود که « نظم کارشناسی  دفاع از منافع ملی» ما را با اعتقادات صادقانه مان به سوی معنویت پیش ببرد.

 

                                                                   

                                                                                                                        

                                                                    تهران – اسفند ماه ۱۳۹۱

 

 

یادداشت  :

۱.  صرف نظر از پرونده ی  ال سی بازان و فساد مالی بزرگ، پرونده های دیگری هم در راه  است . هنوز نوشته ی ما آماده نشده است که در خبری آمده است : فعالیت صرافی و لیزینگ و شرکت داری بانک ها باید متوقف شود و نیز ۲۰% شعبه های آنها  هم تعطیل شود  

  جهت این توجه « دلسوزانه»  است ولی محتوای آن درست نیست .

توجه : این نوشته بی انجام هرگونه ویرایش منتشر شده است .

نظر شما